اوسترومنيدس1 (كاسيتريدس اينسولائه2، يعني جزاير قلع) رسيد. مطالب ناچيزي كه ما دربارهٴ اين مسافرت ميدانيم از يك منظومهٴ سدهٴ چهارم متعلق به ر. ف. آوينوس3 اخذ شده است (نك نيمهٴ دوم سدهٴ چهارم).
اسكولاكس
اسكولاكس كارواندايي4 سياح و جغرافيدان در ايام پادشاهي داريوش اول (پادشاه ايران از 521 تا 485) برآمد. او در گرداگرد سواحل مديترانه، درياي سياه و ديگر درياهاي متصل به آنها مطالعه كرد. گزارش اين سياحت، كه هنوز موجود است، ظاهراً در اثناي 360 تا 347 نوشته شده است، و اگر اصيل باشد اهميت شاياني دارد.
راجع به نظر آناكساگوراس در بارهٴ سرچشمهٴ نيل نك فقرهٴ ب.
ح. كانيگري يوناني و عبري
كانهاي نقرهٴ لوريوم5 در قسمت جنوبي آتيكا پيش از سدهٴ ششم مورد بهرهبرداري قرار گرفته بود (حتي شايد در دورهٴ پيش از تاريخ؟) و تا مدتي بعد از آن هم بهرهبرداري شد، ولي اين قرن شاهد بزرگترين فعاليت آن بود. برخي از چاهها و دهليزهاي قديمي، همچنين برخي ابزارها را كه براي استخراج معادن به كار ميرفت، هنوز ميتوان ديد. از اين رو، اين معادن براي مطالعهٴ كانيگري باستان بسيار مهم است. اهميت آنها از جنبههاي ديگر نيز همان ا ندازه زياد است، زيرا ما بدون به حساب آوردن آنها، نميتوانيم شكوه آتن را دريابيم. مسلماً در سدهٴ پنجم، اين معادن بخش اساسي از درآمد دولت آتن را فراهم ميساخت. اين معادن، كه ثروت ملي محسوب ميشد، در اجارهٴ سرمايهداران بود و همهٴ عمليات در آن به وسيلهٴ بردگان صورت ميگرفت. اندكي پس ازجنگ ماراتون (490)، تميستوكلس6 شهروندان آتني را واداشت كه درآمد حاصل از معادن را (به جاي توزيع ميان خودشان) براي ايجاد ناوگاني به كار برند. بدينترتيب، تفوق دريايي آتن فراهم شد و پيروزي سالاميس (480) به دست آمد. احتمال دارد كه بخشي از همان درآمد نيز به وسيلهٴ پريكلس7 مصروف آرايش شهر آتن شده باشد. در اواخر اين قرن ميزان نقرهاي كه استخراج ميشد رو به كاهش نهاد، در ايام استرابون8 (نك نيمهٴ اول ق م) اين كار تقريباً به